شعر - بردیا تاکسری

متن مرتبط با «حريق سرداب» در سایت شعر - بردیا تاکسری نوشته شده است

حریق سرد

  • نیلوبلاگ

    حالم گرفته است که حالم خراب شداز نقشه ها نپرس که نقش بر آب شدتا روزگار زندگی ام را شماره زد نوبت به من رسید خوشی ها عذاب شدانگار می کشند تنم را به سیم داغکشتار در قریه آنها که باب شداز ظاهرش نپرس که سیمای دلرباتن پوش عاریه به تن منجلاب شدشکرم به جاست چونکه هزاران حریق سردچونان خلیل سهم من از این سراب شدباری به هر جهت که نمی خواست باشمشتا بردیا به شیشه چکید و گلاب شد...

    ادامه مطلب