شعر - بردیا تاکسری

خرید بک لینک
جان من دولت تو کار گشا نیست مرا
هیچ امید به خیری ز شما نیست مرا

شر تو دامن من را نتوانست گرفت
خیر تو نیز به جز جور و جفا نیست مرا

بار دوشی و گمانت که به دوشت بارم
یا تو را نیست کمر یا که دو پا نیست مرا

من نمی دانم از این جز تو حرامم دنیا
سهم ما جز تو و باقیش چرا نیست مرا

بردیا شوکت وصل تو نمی خواهد باز
چون که مویی به سبیل رفقا نیست مرا

شعر - بردیا تاکسری...

ما را در سایت شعر - بردیا تاکسری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 2:18

گاهی">گاهی برای">برای عشق و گاهی برای تو
این اتفاق مبهم واهی برای تو

انگار می برند دلم را به مهلکه
چشم سفید و روی سیاهی برای تو

ما را زمین زدی و شکاندی و عاشقی،
ما چون زحل زمخت و تو ماهی، برای تو

درد زمین گران و ته جیب ما تهی
دریوزه رعیتیم و تو شاهی، برای تو

در قلب ما نمانده به جز شعله ای خفیف
این شعله خفیف تباهی برای تو

احساس می کنم که نخواهی و نازنین
با آرزوی آنچه نخواهی برای تو

دنیا تمام می شود و رویای عاشقی
وامانده در سکوت الهی برای تو...

شعر - بردیا تاکسری...

ما را در سایت شعر - بردیا تاکسری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: جمعه 1 دی 1396 ساعت: 2:18

حالم گرفته است که حالم خراب شد
از نقشه ها نپرس که نقش بر آب شد

تا روزگار زندگی ام را شماره زد
نوبت به من رسید خوشی ها عذاب شد

انگار می کشند تنم را به سیم داغ
کشتار در قریه آنها که باب شد

از ظاهرش نپرس که سیمای دلربا
تن پوش عاریه به تن منجلاب شد

شکرم به جاست چونکه هزاران حریق سرد
چونان خلیل سهم من از این سراب شد

باری به هر جهت که نمی خواست باشمش
تا بردیا به شیشه چکید و گلاب شد

شعر - بردیا تاکسری...

ما را در سایت شعر - بردیا تاکسری دنبال می‌کنید

برچسب: حریق سرد,حريق سرداب,حریق سرد شاملو,حريق سرداب حولي, نویسنده: بازدید: 299 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 14:33

حتی برای لحظه ای من را رها نکن

من را اسیر جستجوی ماجرا نکن


می دانمت که رنج نفس های کهنه ام

داری ولی فراق تواش خون بها نکن


حالا که من دوباره به تو بسته تر شدم

اینجا بمان و بستگی ام را جدا نکن


تا قصه ام ترانه شود در لب غروب

شمس افق، به کوه غم من قفا نکن


دل را که می طپد به هوای وصال تو

با ضربه های بی تو بودن آشنا نکن


این دلربایی های تفریحی و طنازی

با هرکه می کنی بکن و با بردیا نکن

شعر - بردیا تاکسری...

ما را در سایت شعر - بردیا تاکسری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 255 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 14:33

امشــــــــــب بیا به منطقه من، عبور کن در ضــــمن راه، خاطــــــره ام را مرور کنتا اتفاق بــــهتری این حـــــــــادثه شود در روزنی شکفته به قلبم ظــــــهور کن شب را ســــحر نکرده به مهمانی ام بیا ظلمت ســــرای خانه من غــرق نور کن خواهم شمرد از تو نفس های خسته را مـــــن را نثـــــــــار خستگی راه دور کن من را که مـــــــــبتلا به گرفتاریت شدم با مرهم حضور پر از عشــــق و شور کن دل را که برده ای و حــــــلالت، نگاه دار یا که حواله اش به تَلِ خـــــاک گور کن... شعر - بردیا تاکسری...ادامه مطلب

ما را در سایت شعر - بردیا تاکسری دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 14:33

صفحه بندی