گاهی برای عشق و گاهی برای تو
این اتفاق مبهم واهی برای تو
انگار می برند دلم را به مهلکه
چشم سفید و روی سیاهی برای تو
ما را زمین زدی و شکاندی و عاشقی،
ما چون زحل زمخت و تو ماهی، برای تو
درد زمین گران و ته جیب ما تهی
دریوزه رعیتیم و تو شاهی، برای تو
در قلب ما نمانده به جز شعله ای خفیف
این شعله خفیف تباهی برای تو
احساس می کنم که نخواهی و نازنین
با آرزوی آنچه نخواهی برای تو
دنیا تمام می شود و رویای عاشقی
وامانده در سکوت الهی برای تو... شعر - بردیا تاکسری...
ما را در سایت شعر - بردیا تاکسری دنبال میکنید
برچسب: گاهی برای بودن باید رفت,گاهی برای ماندن باید رفت,گاهی برای رسیدن باید نرفت,گاهی برای دیدن عشقت,گاهی برای رسیدن باید رفت,گاهي براي ماندن بايد رفت,گاهی دلم برای خودم تنگ,گاهی دلم برای خودم,گاهی دلم برایت تنگ میشود,گاهی دلم برای خودم میسوزد, نویسنده: بازدید: 317 تاريخ: چهارشنبه 24 شهريور 1395 ساعت: 14:33